سلام دلم خیلی گرفته دیگه دارم کم میارم تا میره یادت کم رنگ شه یه موضع پیش میاد دوباره یادت تو ذهنم پرنگ پرنگ میشه آخه به کی بگم منم آدمم احساس دارم ؟!؟!؟! همه اذیتم میکنن ای کاش تو رو می داشتم تا دلم به یه چیزی خوش باشه !!! گلم تهران تو این هفته هوا بارونی بوده الانم که دارم تایپ می کنم ای کاش می فهمیدی دارم چی میکشم گلم حرف آخر هوا سرد شده نخوری آخر گذشت...!!! آن زمان کهنه ی دیدار رفت آن ثانیه های پرهیاهو شکست آن لحظه های زیبا وتو چه ساده گذشتی از این همه احساس وچه زود فراموش می شوم انگار سالهاست که من مرده ام اما هنوز ذهن زخمی ام یاد تو را نشانه میرود...
گرم و سردش و دیگه تشخیص نمی دم


آسمونم مثله چشایه من بارونیه
می خوای بری دانشگاه لباس گرم بپوش خدای نکرده سرما 



نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت
0:23 توسط آغاز| |
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت
23:53 توسط آغاز|

