تبليغاتX
آغاز کسی باش که پایان تو باشد
آغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

سلام به همه ی دوستای خوبم خوبید؟ من خوبم. نماز و روزهاتون قبول باشه!عیدتون مبارک

 

اومدم یه آپ کوچلو کنم و برم ولی این دفعه زود زود بر می گردم حتی نمی تونید فکرش و

 

بکنید چقدر کوچلوه .

 

خب من نبودم چند وقت حالم خوب نبود با مرگ کنار اومدم میدونید چه جوری با کمک

 

مرتضی آره بابا همون مرتضی که از من بدش می اومد ولی حالا دوسم داره! دمش گرم با

 

 زنگ زدنش با نظراش خیلی کمکم کرد  حالا میگم با زنگ زدنش فکر نکنید با هم روزی

 

100 بار حرف می زدیما نه تو این مدت فقط 1 بار صدا گلم و شنیدم همین. آرزو داشتم فقط

 

از دور ببینمش ولی لیاقت نداشتم. این همه نوشتم تا این و بگم جمعه 12/7  عقده خواهرمه

 

آپ کردم تا از مرتضی خواهش کنم بیاد.

 

راستی یادم رفت بگم عوض شدم یادتونه گفتم میرم سنگ میشما میام شدم سنگ بی رحمیم

 

 شدم .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:45 توسط آغاز| |
 

 

یاد گرفتم مرتضی جان

 

عاشق تنها

امشب همه چيز رو به راه است

 

همه چيز آرام.....آرام  ... باورت مي شود ؟ ديگر ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو  "

 

تو نگرانم نشو !

 

همه چيز را ياد گرفته ام !

 

راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام !

 

ياد گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم !

 

ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم !

 

تو نگرانم نشو !!

 

همه چيز را ياد گرفته ام !

 

ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بي آنکه تو باشي !

 

ياد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به ياد تو !

 

ياد گرفته ام که چگونه نبودنت را با روياي با تو بودن...

 

و جاي خالي ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

 

تو نگرانم نشو !

 

همه چيز را ياد گرفته ام !

 

ياد گرفته ام که بي تو بخندم.....

 

ياد گرفته ام بي تو گريه کنم...و بدون شانه هايت....!

 

ياد گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم به غیر تو !

 

ياد گرفته ام که ديگر دل به کسي نبندم ....

 

و مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگي کنم !

 

اما هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام ...

 

که چگونه.....! براي هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

 

و نمي خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم ....

 

تو نگرانم نشو !!

 

"فراموش کردنت" را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:42 توسط آغاز|