تبليغاتX
آغاز کسی باش که پایان تو باشد

آغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

خداحفظ گل من

سلام

 

امیدوارم حالتون خوب یاشه ؟

می خوام  خداحافظی بکنم یه خداحافظی موقت  نمی دونم چقدر طول میکشه؟؟!

راستیش مریض شدم اینترنت و کامپیتور و این چیزا برام اصلا خوب نیست .

به مرتضام تبریک بگید دیگه کسی نیست اذیتش بکنه با نوشتهاش ؟

دلم براتون خیلی تنگ میشه بیاید نظر بدید یکی،دوتا،سه تا،با لاخره هر چندتا که دوست دارید.

اگه مریض نبودم هیچ وقت نمی رفتم؟!

ولی حالا که دارم میرم موقت سعی می کنم عوض بشم سعی می کنم مثل سنگ بشم محکم ولی بی احساس .

خیلی دوستون دارم .

سعی می کنم زود بیام نظر بدید لینکم کنید بعد بهم بگید لینکتون می کنم .

و حرف آخر...........

Áتوومن خندهایت مال مردم ،نگاه آشناایت مال مردم ،هوس هایت درآغوشÇ

 

Áرفیقان ، غمت با من وفایت مال مردمÇ

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت1:48توسط آغاز | |

جعبه های سياه و طلايی

 

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر. از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند. پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...

 

me

 

 

 

...?

 

 

وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

 

 

 

 

 

از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت
واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشکه تو چشام به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم
وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم
کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاره از تو
خاطراتت تنها باقیمونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم
کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت16:9توسط آغاز | |

 

 

خوش آمدید

 

قلب من و تو

بوسه

بوس

 

لببوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...   لب

 

لببوسه يعني مستي از مشروب عشق...لب

 

لببوسه يعني لذت دل دادگي...لب

 

لبلذت از شب . لذت از ديوانگي...لب

 

لببوسه يعني حس خوبه طعم عشق...لب

 

لبطعم شيريني به رنگ سادگي...لب

 

لببوسه يعني آغازي براي ما شدن...لب

 

لبلحظه ي با دلبري تنها شدن...لب

 

لببوسه سرفصله کتاب عاشقي...لب

 

لببوسه رمز وارد دلها شدن...لب

 

لببوسه آتش مي زند بر جسم و جان...لب

 

لببوسه يعني عشق من با من بمان...لب

 

قلب من و تو

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

من

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

 

خواهر كوچكم از من پرسید

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

 

من به او خندیدم.

 

كمی آزرده و حیرتزده گفت:

 

روی دیوار و درختان دیدم

 

باز هم خندیدم

 

گفت دیروز خودم دیدم

 

مهران پسر همسایه

 

پنج وارونه به مینو می داد.

 

آن قدر خنده برم داشت كه طفلك ترسید

 

بغلش كردم و بوسیدم و با خود گفتم:

 

بعدها وقتی بارش بی وقفه درد

 

سقف كوتاه دلت را خم كرد

 

بی گمان می فهمی

 

پنج وارونه چه معنا دارد؟

 

 

دوست دارم

 

قلب من و تو

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت2:18توسط آغاز | |

 

سلام

 

دوستای عزیز برای شادی روح پاشا سارا ختم صلوات گذاشته

۵ شنبه خواهش می کنم صلوات فراموش نکنید

 

 

 

اینم آدرس وب سایت سارا خانم

http://www.dj-pasha.blogfa.com/

 

 

با هر کس که رفاقت کردم ***مثله عقرب نیشم زد

+نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت1:4توسط آغاز |

 

گمنام گم نشده ...

 

میان همه جویها،که همراه همه رودها ،به دریا سرازیرمی شدند

 

جوی کوچکی هم بود که هیچ میل  سرازیرشدن به دریارانداشت ...

 

وقتی سایر جویها پرسیدند:چـــرا!؟

 

گفت:من هرچنددرمقابل عظمت دریابس ناچیز وخارم !... اما من ...

 

گمنامی گم نشده رابیشترازشهرت گم شده دوست دارم .... !

 

love

 

ع ش ق

 

دهـــــانــت را ميبــوينــد مـبـــادا گـــــــــفـتـه بـــــاشـي دوســـــــــتــت دارم

دلــــــــــت را مـيبــوينــد روزگـــــار غـريـبـــي اسـت نــــــــازنـيـن

و عـشــق را كــنــار تـــيرك راه بـنـــد تـــازيـانه مــيـزنـنـد

عشق را در پسـتـوي خـانه نهـان بـايـد كــرد

و در ايـــن بن بســــت كــج و پـيـــچ سـرمـــا آتــــش را

به سـوخت بار ســرود وشعر فــروزان مي دارند

به انديشيدن خطر مكن روزگار غريبي است

آن كـه بـر در مي كــوبد شبـاهنگـــام

بـه كـشتـن چـــراغ آمــده اسـت

نور را در پـستوي خـانه نهـان بايد كـرد

آنــك قصابــان اند

بر گـذرگـاه ها مستقـر

با كـنده و سـاتوري خـون آلود

روزگــارغريبــي اسـت

و تبسـم را بر لــب ها جـراحي مي كـنـند

و تـــرانـه را بـر دهـــان

شـــوق را در پســـتـوي خــانـه نهــان بـايــد كــــــرد

 

mori jooonam

با هر کس که رفاقت کردم ***مثله عقرب نیشم زد

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت2:7توسط آغاز | |

 

 

love me

 

 

انگار همین دیروز بود

برای اخرین بار نگاهم کردی و دست هامو فشار دادی

دستام از برخورد با دستت لرزید

سرم رو بالا کردم تا به چشمهات نگاه کنم

اما پرده ی اشکی جلوی چشمم رو گرفته بود

همه چیز رو تار میدیدم

حتی نتونستم تورو

برای اخرین بار

کامل ببینم

دست هامو بالا بردی و نزدیک صورتت کردی

دستام از اشکات خیس شد

نفهمیدم چه جوری دستمو از دستت بیرون اوردم

چون که طاقت اشک های تورو نداشتم

باید میرفتم

موندنم سخت تر از رفتنم بود

شاید اگه میموندم

فراموش میشدم

اما من نمیخواستم هیچ گاه از قلب تو برم

دستامو با سردی از دستات در اوردم

با صدایی که سعی میکردم نلرزه

فقط گفتم خداحافظ و از اون کوچه که همیشه محل دیدار ما بود رفتم

تو هم رفتی

اما صدای هق هقت می امد

از خودم بدم میومد

منی که طاقت اشک در چشمان زیبای تورو نداشتم

باعث اشک ریختنت شدم بودم

شروع به دویدن کردم

داشتم از خودم فرار میکردم

اما هرجا میرفتم یاد تو با من بود

هرجا میرفتم غصه هام بیشتر میشد

تنها جایی که میتونست منو تسکین بده

اون کوچه خلوت بود

حالا بعد از سال ها دوباره اومدم به این کوچه

داره بارون میاد

به اون درخت گردویی که

همیشه وقتی بارون میومد زیرش می ایستادیم نگاه کردم

دختر و پسری عاشقانه دست های هم رو گرفته بودن

و برای هم با احساس صحبت میکردن

تمام تنم لرزید

پیش خودم گفتم نکنه اینا هم یه روزی مثل منو تو از هم جدا بشن

صدای هق هقم همه فضا رو پر کرد

دوباره شروع به دویدن کردم

از اونجا رفتم

چون دیگه طاقت نداشتم پایان یک عشق دیگه رو ببینم

 

mori man doset daram 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت5:6توسط آغاز | |

 

 

 

%

 

 

 

 

 

 

 

پرسپولیس2_1 سپاهان

 

 

 

پرسپولیس

 

 

پرسپولیس قهرمان لیگ هفتم

 

 

 

ایول غیرت

 

 

$پرسپوليس قهرمان ميشه خداميدونه كه حقشه به لطف يزدان و بچه هاش$

 

$پرسپوليس قهرمان ميشه$

 

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت0:15توسط آغاز | |

 

 

سارا جان تسلیت می گم

 

 

 

وقت رفتن هی میگفتم تو نرو بمون کنارم

 

تو میگفتی نازنینم راهی جز رفتن ندارم

 

حالا رفتی شدم تنها غم تو بکی بگم من

 

تو بدون نازنینم همیشه باهات می مونم

 

حتی تو لحظه مرگم اسمتو زیر لب میخونم

 

تو منجی قلب منی تو تاریکی و بی کسی

 

بمون واسم ای عزیزم که تو برام همه کسی

 

وقت رفتن تو نگفتی منو دست کی سپردی

 

دست این زمونه بد که با ما خوبی نکرده

 

تو برو سفر سلامت

 

من میمونم با این همه درد

 

 

برای شادی روح همدم سارا جان (پاشا) صلوات